باران کاغذ
باران کاغذ
پياده رو حد فاصل چهارراه شهرداري به طرف ميدان فرمانداري و بلوار کردستان از جمعيت موج ميزد ، غروب هنگام خصوصاًروزهاي پنج شنبه اين مسير به جولانگاه جوانان شهر مبدل مي گردد فرصت مناسبي براي توزيع کنندگان اطلاعيه هاي کوچک و بزرگ فراهم مي شود،توزيع کنندگان که معمولاً کودکان و نوجوانان هستند سر بزنگاه ، با سرعت اطلاعيه هاي خود را به دست رهگذران مي سپارند.اطلاعيه ها هم چنان که با شتاب توزيع مي شوند ، با همان سرعت نيز بر روي زمين و کف پياده رو پخش مي گردند ؛ در اين لحظه گويي باران کاغذ مي بارد ، در حالي که دوربين عکاسي را آماده کرده و داشتم از منظره بسيار تاسف برانگيز ريزش باران آساي اطلاعيه هاي نخوانده عکس مي گرفتم ، ناگهان چند جوان رعنا به من نزديک شده و بلافاصله يکي از آنها که به نظر مي رسيد بيشتر از دوستانش از وضعيت پيش آمده متأثر شده بود ، با حالتي اندوه بار و با لحني مؤدبانه از من پرسيد: آيا به نظر شما اين وضع آبروي ما بوکاني ها را پيش مسافرين و ميهمانان شهرمان نخواهد برد؟! آيا اين نشانه عقب ماندگي نيست؟! و مانند يک دانش آموز خوب چنين ادامه داد: براي تهيه هر تن کاغذ بايد حدود 15 اصله درخت تنومند و زيباي جنگلي قطع بشود و پس از صرف هزينه هاي بسيار کاغذ آماده جهت استفاده هاي درست و اصولي به دست ما مي رسد.آيا سزاوار است اين گونه کاغذ را هدر بدهيم؟!
درحالي که با علاقه به حرف هايش گوش مي دادم نگاه سؤال برانگيزي به من انداخت ، آن گاه دستم را بر روي شانه هايش گذاشتم و گفتم: بله پسرم ؛ شما حق داريد از اين وضعيت نابسامان متأثر شويد زيرا کاغذ برکت است ؛ کاغذ زباله نيست ، اما هنوز حرف هايم تمام نشده بود که جوانک با عجله از من سؤال کرد و گفت: شما به عنوان طرفدار محيط زيست در اين رابطه کاري انجام داده ايد؟ گفتم: بله عزيزم ؛ قبلاً از طرف مؤسسه ي مدافعان محيط زيست بوکان نامه اي مبني بر اعلام پيشنهاد همکاري و ارائه ي راه کار به منظور رفع اين معضل به شهرداري بوکان تقديم کرده ايم. جوانک بلافاصله و با عجله پرسيد :خوب شهرداري در پاسخ شما چه اقدامي کرد؟! مجبور شدم واقعيت را برايش تعريف کنم ، به او گفتم به عنوان مدافعان محيط زيست و علاقه مندان به مسائل شهر طي سال هاي گذشته و تاکنون با هدف همکاري و مشارکت چندين طرح پيشنهادي و راهکارهاي علمي-عملي به شهرداري ارائه کرده ايم ، اما با تأسف و به دليل اين که شهرداري علاقه اي به جلب و جذب مشارکت مردمي ندارد ، هيچ گاه به طرح ها ، برنامه ها و راهکارهاي پيشنهادي ارائه شده توجهي نشان نداده است. دوست عزيز، راستش را بخواهي هرچند شهر ما بزرگ شده و آهنگ رشد سريع تري نسبت به ساير شهرهاي کشور دارد با اين اوصاف شهرداري بوکان هنوز هم ديدگاهي سنتي به امور شهري دارد البته ناگفته نماند شهرداري خصوصاً در اين دوره فعاليت هاي عمراني و خدمات رساني فراواني را به انجام رسانيده و يا در حال انجام است.
جوانک بار ديگر وسط حرفم پريد و گفت: من راه کار خوبي براي اين مشکل دارم و چنين ادامه داد: آيا بهتر نيست اين اطلاعيه ها توسط همين افراد به درب منازل و مغازه ها برده شود؟
من هم گفتم: بلي ؛ راه کار مناسبي است ولي بايد قبول کني که مشکل پخش اطلاعيه تنها همين توزيع دستي اطلاعيه نيست؛ مگر نمي بيني چه به روز در و ديوار شهر آمده است؟ تيرهاي برق،جدول بلوارها،ايستگاه هاي اتوبوس، سطل هاي زباله؛ يک کلام بايد گفت هيچ نقطه اي در شهر وجود ندارد که از شر چسباندن اطلاعيه در امان باشد.وضعيت نابسامان و زشتي بوجود آورده اند ، و تا اين وضعيت ادامه پيدا کند ، تلاش مسئولين براي زيبا سازي شهر بي نتيجه خواهد بود!
اطلاع رساني و بسترسازي فرهنگي ، تعيين مکان نصب آگهي در سطح شهر به ويژه در مکان هاي پرتردد و قابل توجه ، اعلام هشدار و برخورد قانوني با متخلفان مي تواند به رفع تدريجي معضل پيش آمده کمک جدي نمايد.
ناگفته نماند راه کارهاي پيشنهادي ذکر شده بدون وجود مديريت فرهنگي فعال و علاقمند در شهرداري هرگز اجرايي نخواهد شد!!
رحيم بدوي مدير عامل موسسه مدافعان محيط زيست بوکان