رهگذران گردشگر در بوکان

حضور هر روزه مسافران در بوکان که ايام تعطيلات به اوج خود مي رسد عموماً خوشحال کننده است؛ حضور آنان باعث تبادل فرهنگي و شناخته شدن بيشتر شهر مي شود، ولي مهمترين دليل براي جذب گردشگران در همه دنيا منافع اقتصادي حاصل از آن است، اما آيا حضور اين مسافران و در بيشتر موارد رهگذران در بوکان که هم اکنون نيز عده ي زيادي از آنان در پارک ساحلي يا ناله شکينه يا جاهاي ديگر، چادرهايشان را بر پا کرده اند، نفع اقتصادي هم براي شهر دارد؟

متاسفانه پاسخ اين سوال منفي است،شب را در هتلهاي لوکس! شهر به سر نمي برند بلکه خود چادر به همراه دارند،غذا هم که اينجا ميل نمي کنند بلکه خودشان چند قابلمه غذا با خود آورده اند، خريدهايشان را هم که در بانه انجام مي دهند، پس چگونه مي توان از آنان انتظار نفع اقتصادي داشت؟ چه بسا هزينه هايي را هم بر شهر تحميل مي کنند؛ هزينه ي ساخت توالت هاي عمومي و شير آب و تميز کردن محوطه اسکان آنان برعهده شهرداري شهرمان مي افتد.

هر چند اين قضيه در سراسر کشور کم و بيش وجود دارد، اما به هر حال مي توان با ساخت هتلها، رستوران ها و اماکن اسکان ارزان قيمت و نيز احداث مراکز خريد و مجتمع هاي تجاري و تجهيز و زيباسازي بيشتر پارکها و خصوصاً کيوه رش و مهمتر از همه تکميل احداث کمربندي ساحلي و تبديل امتداد اين خيابان به يک منطقه گردشگري، تجاري،ورزشي و فرهنگي، گردشگران و رهگذران را ترغيب کرد تا چند شبي را مهمان شهر ما باشند و بخشي از پولشان را اينجا خرج کنند.

ميدان يا روزنامه ديواري ؟!

 ميدان فرمانداري يکي از زيبا ترين و و در عين حال شلوغترين نقاط شهر است اما حضور هر روزه پارچه نوشته ها و بنرها که موضوعاتي مانند تبريک، تشکر، پاسداشت و حتي اخبار را در بر مي گيرد، عملاً اين ميدان را به روزنامه ديواري شهر تبديل کرده است، به طوري که روابط عمومي هاي ادارات مختلف، شبانه روز در حال مبارزه و جنگ تن به تن با يکديگرند تا جاهاي مناسبتري از ميدان را براي چسباندن نوشته خود تصاحب کنند!

البته شهروندان عزيز بوکاني هم از روزنامه ديواري شهرشان حداکثر استفاده را مي برند و با ديدن يک جاي خالي در گوشه اي از ميدان، بلافاصله گرفتن معدل 20 کودک دلبندشان را به عموم مردم بوکان تبريک عرض مي نمايند!

نشريه کوشا ويژه نامه بوکان اخيراً به کشف بزرگي دست يافته است،و پي برده که ميادين شهر محل اطلاع رساني نيستند بلکه اين وظيفه سنگين بر دوش هفته نامه کوشا ويژه بوکان است و لاغير!

گفتگو با آقای رحیم خضری

آقاي رحيم خضري کارمند بازنشسته شهرداري گوهردشت کرج و از کارمندان سابق شهرداري بوکان،فعاليت هاي مستمري را در زمينه ي حمايت از آثار تاريخي،طبيعي، و گردشگري شهرمان داشته و در اين راستا پيگيري هاي متعددي را براي پاسداشت و پا برجا ماندن مهمترين نماد شهر بوکان يعني حه وزه گه وره داشته اند، لذا لازم ديديم که گفتگويي را در رابطه با تخريب و بازسازي تاسيسات مربوط به حوضخانه بزرگ شهر که چند ماهي است شايعات و سخنان متعددي در رابطه با بازسازي آن وجود دارد انجام دهيم.

بخشي از تلاش هاي آقاي خضري در اين رابطه مربوط مي شود به جمع آوري امضا در زمينه تقاضاي تعداد زيادي از شهروندان مبني بر اعلام درخواست عدم استرداد هزينه دريافتي اداره آب و فاضلاب شهرستان( که به صورت حمايت مالي شهروندان از ساخت تصفيه خانه فاضلاب شهر دريافت شده بود و قرار بر اين بود که به شهروندان مسترد گردد) و درخواست صرف اين مبلغ براي بازسازي محوطه حه وزه گه وره در تاريخ 25/8/85 . همچنين جمع آوري طومار امضا در مورد درخواست نصب حفاظ شيشه اي براي حه وزه گه وره که تاکنون 154 نفر از اشخاص معتمد و سرشناس شهر زير آن را امضا کرده اند.جداي از اينها آقاي خضري روزانه و بصورت پيگير در تلاش است تا حه وزه گه وره آنچنان که اکثريت مردم خواهانند بازسازي گردد.

آقاي خضري به عنوان اولين سوال بفرماييد که شما چند مدت است که بدنبال حمايت از آثار تاريخي و گردشگري شهر بوکان هستيد، تا آنجا که اطلاع داريم پيگيري هاي شما در بازسازي مقبره استاد حسن زيرک نيز تاثير داشت؟

اينجانب از سال 78 شروع به فعاليت در زمينه حمايت از آثار تاريخي و گردشگري و رفاهي شهر نموده ام.

از پيگيري هاي بنده مي توان به احداث سرويش بهداشتي گرمابه محمديان اشاره کرد که 9 سال براي احداث آن تلاش کردم و چندين بار نزد رئيس وقت سازمان اوقاف و امور خيريه کشور رفتم و موافقت وي را جلب کردم و پس از آن پيش آقاي ميرحسامي شهردار وقت رفته و به او گفتم که رئيس سازمان اوقاف کشور موافقت کرده و شما هم نامه اي به اداره اوقاف بوکان بفرستيد و بالاخره موفق شديم که با حمايت شوراي شهر دور دوم اين طرح را به اجرا برسانيم.

در مورد مقبره استاد حسن زيرک هم تمام مردم بوکان از دانشجو و بازاري پيگير اين طرح بودند و بنده هم احساس مسئوليت کرده و بارها به شوراي شهر مراجعه نمودم و خوشبختانه شوراي شهر دوره دوم روح همکاري بسيار خوبي داشتند و اين طرح هم پس از تلاش هاي فراوان به نتيجه رسيد.

همچنين پيگيري هاي متعددي در زمينه لکه گيري آسفالت خيابان ها و مسائلي از اين قبيل داشته ام.خوشبختانه در پاسخ به اين تلاش ها از نهاد ها و انجمن هاي متعددي تقدير نامه و سپاس نامه دريافت داشته ام و در اين ميان مهمترين مسئله براي بنده رضاي خدا و آباداني و آسايش شهر عزيزمان بوکان بوده است.

بفرماييد چه سالي بود که حه وزه گه وره به صورت سرپوشيده در آمد؟

زمان شاه بود سال 49 در دوره شهرداري آقاي پرتويان

آيا شما اسنادي مبني بر تصويب طرح حفاظ شيشه اي حه وزه گه وره بجاي سوله يا ديوار در اختيار داريد؟

مصوبه خاصي در اين مورد وجود ندارد، اما شوراي شهر در پاسخ به نامه هاي اينجانب عين درخواست بنده را به مسئولان استاني ارسال کرده است. به صورتي که تقاضا شده اطراف استخر را با شيشه نسوز 10 ميلي متري به بالا و سقف آنرا با ايرانيت روشن که نور به آب داده شود محصور کرده و بپوشانند.

دليل توقف چند هفته اي تعميرات حه وزه گه وره چه بود؟

شهرداري دستور داد 2 متر از طرف غربي محوطه(پياده رو خيابان انقلاب) عقب نشيني شود و متاسفانه شهرداري به خواسته شهروندان در اين مورد عمل ننموده زيرا شهرداري تقاضاي پروانه ساختماني کرده که به صورت ضمني نوعي مجوز براي ادامه ساخت و ساز است( طبق نامه شماره 12800 تاريخ 7/5/1389) اين در حالي است که اداره آب و فاضلاب سند ماکيت ندارد و اين مکان را تصرف عدواني کرده است.

آيا حه وزه گه وره در تامين آب شرب شهر نقشي دارد و اگر دارد آب شرب چه تعداد از ساکنان شهر را تامين مي کند؟

بله در حال حاضر حه وزه گه وره آب شرب منطقه اميرآباد را تامين مي کند.

آيا مسئولان شهر در امر پشتيباني از اماکن تاريخي و توريستي شهر شما را ياري رسانده اند؟

متاسفانه هيچ کدام از مسئولان کنوني شهر از فعاليت هاي بنده پشتيباني پيگير نمي کنند.

با توجه به پيگيري هاي شبانه روزي شما و ساير افراد و خواست عمومي شهروندان تا چه حد اميدواريد که حه وزه گه وره آنچنان که شايسته است بازسازي و زيبا سازي گردد؟

بستگي به هماهنگي و پيگيري اهالي و شهروندان دارد که بنده را همراهي نمايند و اگر عده زيادي از همشهريان بنده را در اين امر ياري رسانند احتمال اينکه حه وزه گه وره به جايگاه واقعي خويش برسد زياد است در غير اينصورت اميد اندکي براي نصب حفاظ شيشه اي حوض بزرگ وجود دارد.

سخن پاياني شما رو به مسئولين و مردم چيست؟

به عنوان سخن آخر بايد عرض کنم که اگر مسئولين به خواسته هاي مردم توجه نمايند و مردم هم همکاري کنند، به ياري هم مي توانيم بوکان را به گل سرسبد شهرها تبديل کنيم.

خاک شد،هرکه بر اين خاک زيست              خاک چه داند که در اين خاک چيست

سرانجام که بايد در خاک رفت                  خوش آنکه پاک آمد و پاک رفت

قاچاق ميراث فرهنگي يا تاراج هوّيت ملي ؟!

قاچاق به مثابه پديده اي اجتماعي که امروزه دراکثر جوامع  ديده مي شود، يکي از معضلاتي است که اثرات زيانباري برملتها گذاشته است و در تخريب بنيان هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و... بسيار مؤثر بوده است.

اما در اين ميان قاچاق ميراث فرهنگي يک کشور به مراتب مخربتر از ساير زمينه ها بوده و خسارات جبران ناپذيري به مردم آن سرزمين مي رساند. زماني که صحبت از ميراث فرهنگي مي شود ذهن ما به سمت آثار باستاني (اصطلاح متداولي است در ميان مجموعه آنچه از گذشته به دست ما رسيده است) مي رود و اين دو واژه را هم معني مي دانيم، وحال اين که بايد گفت ميراث فرهنگي ممکن است مربوط به حال باشد يا گذشته که با آثار باستاني ارتباط پيدا مي کند و اگر دقت کنيم هر اثر باستاني ميراث فرهنگي خواهد بود و به عبارتي رابطه بين آنها عموم و خصوص مطلق است. (صفاران ، 1381)

اما به راستي دليل وقوع چنين پديده اي  چيست؟ اگر به دنبال ريشه هاي اين پديده برويم دلايل فراواني را مي يابيم که از جمله عمده ترين اين عوامل، عدم آگاهي کافي افراد يک جامعه از اهميت ميراثي است که طي سالياني دراز از سوي گذشتگانشان به آنها رسيده است وبه بازسازي تاريخ وهويت آن ملت مي انجامد. غارت و چپاول آثار فرهنگي يک ملت چه از سوي افراد آن جامعه و چه از سوي عوامل خارجي باشد، در هر صورت به نابودي تاريخ و گذشته آنها منجر مي شود. تاريخ حافظه جامعه بشري است ونابودي آن، از بين بردن هوّيت فرهنگي انسانهاست. بي شک اهميت تاريخ در زندگي بشررا نمي توان انکار کرد، اما اين که چرا با وجود اين برخي به جان محوطه هاي باستاني مي افتند و جايي را نمانده که همانند الک نکرده باشند؟!! چه کسي پاسحگوي اين مسئله است؟

کشور ما با چندين هزار سال سابقه تاريخي که مهد اولين تمدنها نيز بوده است، صدها هزار محوطه باستاني را در دل خود جاي داده است و در هر نقطه اي از اين سرزمين، تمدني در دل خاک نهفته است. اما چرا در روزگاري که بسياري از کشورهايي که سا بقه تمدني چنداني ندارند براي خود تاريخ سازي مي کنند و يا تاريخ وافتخارات ملتهاي ديگر را به خود مي چسپانند، ما بسيار سهل انگارانه از کنار خرابي و ويراني محوطه هاي باستاني مي گذريم و در حفظ آن کوشا نيستيم ؟ هر چند که در سده اخير مطالعات علمي و کاوشهاي باستان شناسي صورت گرفته در شناساندن تمدنهاي گذشته نقش مهمي ايفا کرده ، اما هنوز ضعف هاي زيادي در حفظ آثار باستاني  وجو دارد. در ارديبهشت ماه 1367 خورشيدي (1988 ميلادي) نمايندگان مجلس شوراي اسلامي " اساسنامه سازمان ميراث فرهنگي کشور" را که حفظ ميراث فرهنگي هم از وظايف آن است، به تصويب رساندند (ملک شهميرزادي ، 1382 : 21 ). امروز 22 سال از تصويب اين قانون مي گذرد و در اين چند سال تلاشهايي هم براي حفظ آثار صورت گرفته، اما آيا اين تلاشها کافي بوده است؟ مسلما" جواب اين سوال خير است. متأسانه توسعه صنعتي و طمع عتيقه جويان، باستان شناسان را با بحران ويراني سريع حوزه هاي باستاني مهم مواجه کرده است. اقزون بر اين، اعتبار باستان شناسان در نتيجه فعاليتهاي بي وقفه گروه هاي شبه باستان شناسان که درباره دنياهاي گمشده، فضانوردان باستاني و قاره هاي مدفون در زير آبها سخن مي گويند، کاهش مي يابد (فاگان ، 1382 : 17). فعاليتهاي صنعتي و ايجاد طرح هاي عمراني از يک سو و کاوشهاي غير مجاز عتيقه جويان هر روز بر شمار تخريبها افزوده است.

شهرستان بوکان که در حوزه جنوب درياچه اروميه قرار گرفته است، در واقع در محدوده جغرافيايي است که در طي هزاران سال چهار راه فرهنگ وتمدن بوده است و به همين دليل است که امروزه در اين محدوده کوچک،  تعداد بي شماري محوطه هاي باستاني قرار دارد. ولي متأسفانه  شمار کثيري از تپه هاي باستاني قبل از کاوشهاي باستان شناسي، در حال تخريب به سر مي برند. با احداث سد شهريکند تعدادي از تپه هاي پيش از تاريخ، قبل از مطالعه علمي به زير آب مي روند و شماري ديگر از جمله تپه هاي باستاني ترکمانکندي توسط غتيقه جويان نادان سوراخ سوراخ شده اند. اگر بخواهيم تأثير يک محوطه باستاني را در شناساندن فرهنگ گذشته منطقه بداانيم، تنها کافي است نگاهي به محوطه باستاني قلايچي بياندازيم که چگونه امروزه نام بوکان را به همراه خود در جهان پيچانده و امروزه تمامي باستان شناسان و محققاني که به مطالعه تاريخ اين مرز و بوم  مي پردازند، نام قلايچي را شنيده اند.

در پايان اين نوشتار تقاضايي از تمامي فرهنگ دوستان و ميهن پرستان مي شود : بيايد نگذاريم شناسنامه اي که هوّيت ملتمان را مي تواند به جهانيان معرفي کند، نخوانده پاک شود.

1) صفاران ، الياس (1381 ) : بهره وري از ميراثهاي فرهنگي وباستان شناسي در کشورهاي اروپايي .فصلنامه علمي – پژوهشي علوم انساني دانشگاه الزهرا (س). سال دوازدهم، شماره 43

2) فاگان ، برايان (1382) :سرآغاز: درآمدي بر باستان شناسي.(اصول، مباني و روشها). ترجمه غلامعلي شاملو. تهران : سمت

3) ملک شهميرزادي ، صادق (1382) : "ايران در پيش از تاريخ" باستان شناسي ايران از آغاز تا سپيده دم شهرنشيني. تهران : سمت

 نويسنده : واحد جولائي

 دانشجوي کارشناسي ارشد رشته باستان شناسي دانشگاه سيستان و بلوچستان

نگاهي به سابقه ي مديريتي تربيت بدني در بوکان؛از گذشته تا کنون

نگاهي به سابقه ي مديريتي تربيت بدني در بوکان؛از گذشته تا کنون

شيرکو سلطاني

بي شک در عصر کنوني و در جامعه ما مقوله ورزش يکي از مهمترين مسايل زندگي روزمره بوده که آدمي را هم از نظر روحي و هم از نظر جسماني تحت تاثير قرار داده و گاهي باعث اعتلاي روح و جسم وي ميشود. امروزه ورزش را به عنوان عملي مفيد براي روح و تن و ورزشکار را به عنوان آدمي مفيد براي خود و جامعه در فرهنگ مردمي ميدانند. براي جامعه ورزشي امروز ما از مهمترين موارد در پرداختن به ورزش ميتوان از داشتن امکانات رفاهي ، فضاهاي مناسب ورزشي و همچنين بودن کار بلدان و متخصصان هر رشته ورزشي در کنار خود ميباشد.

موارد مطروحه فوق که تعدادي از مهمترين مسايل مربوط به امر مرزش ميباشند تا حدود زيادي در سايه مديريت صحيح قابل دسترسي بوده که سر آغاز اين مديريت صحيح ويا عکس آنرا ميتوان درون نهادي بنام تربيت بدني جست . در اينجا لازم مي آيد تاريخچه اي مختصر را در مورد سازمان تربيت بدني شهرمان و سر آغاز مديريتي آن بياوريم .قبل از سال 1357 اداره تربيت بدني بوکان زير مجموعه آموزش و پرورش بود که مسِِوليت آنرا شخصي بنام آقاي کريمي به عهده داشتند تا اينکه تربيت بدني به صورت مستقل فعاليت خود را آغاز نمود و هدايت آن به مرحوم آقاي احمد سامبيگي سپرده شد که تا بعد از انقلاب اسلامي ايران ادامه داشت و بعد از انقلاب بصورت سازمان يافته تر و مديرانه تري کار کرد که هيئت هاي ورزشي از جمله اولين دست آورد هاي آنان بود. اين هيئت هاي ورزشي که تا به امروز هم فعاليت خود را ادامه داده اند از مهمترين و تاثير گذار ترين نهادها بر امر ورزش و ورزشکاران بوده اند ، متاسفانه همانگونه که در بالا ذکر شد اين نهادها گاهي به جاي پيشبرد اهداف ورزشي و اعتلاي فرهنگ آن و همچنين ارشاد کساني که در ابتداي مسيرند ، در سايه مديريت نا صحيح عکس آن عمل کرده که خود اين بوجود آورنده مشکلات ديگري از قبيل نبود متخصصين در کنار ورزشکاران و همچنين هدر رفتن سرمايه و استعداد هاي ورزشي ميباشد. شهرستان بوکان داراي مردمي با استعدادهاي ورزشي خاص و پتانسيل بالا بوده که اگر در مسير درستي هدايت شوند ميتوانند در ميادين بين المللي خوش بدرخشند،با کمال تأسف شهرما از دير باز در اغلب موارد و مصانب داراي مديران و غيرمتخصصان بر روي کار بوده که مسير را به بيراهه برده اند ، اميد است دست اندرکاران و مديران دولتي بيشتر بر روي مديريت ورزشي بيمار شهرستان بوکان حساسيت نشان داده و آن را از حالت سکون و پسرفت نجات داده تا بيشر از اين جوانان ورزشکار ما به بيراهه نرفته و سرمايه هاي ورزشي ما به هدر نروند.

حه وزه گه وره هویت شهری مردم بوکان

ايزيرتو نهادي غير دولتي براي حفظ و معرفي ميراث فرهنگي منطقه است که سال 1383 در شهر بوکان تشکیل شد.دو نفر از مسئولان این انجمن، آقایان علی اسماعیل نژاد و ناصر کدخدا محمدی مهمان دفتر نشریه بودند تا مصاحبه ای را با آنان در مورد روند ساخت و ساز و محوطه سازی حوض خانه بزرگ شهر(حه وزه گه وره) ترتیب دهیم،که تقدیم خوانندگان می گردد:

ادامه نوشته

((نيشگون))

 سيد يا سين قريشي

کوشا: بررسي فرار سرمايه هاي بومي مناطق کردنشين.

-حتماً سرمايه دارهاشون هم مي مونند بيخ ريش ما.

کوشا: امسال گرمترين سال تاريخ اعلام شد.

-دست مسئولين محترم درد نکند،شرمنده نفرماييد،خيس عرق شديم.

کوشا: -فرماندار بوکان: 4 طرح بزرگ عمراني،خدماتي، ورزشي در بوکان در حال اجرا است.

-پرسش: طرح دبيرستان انديشه/3 خرداد چگونه طرحي است؟

الف: عمراني است  ب: خدماتي است   ج: ورزشي است  د: هيچکدام.

کوشا: مدير آموزش و پرورش بوکان: جامعه اي مي تواند به خود بنازد و به پيشرفت و ترقي خود افتخار کند که به آموزش و پرورش خود توجه خاص نموده باشد و ...

-يعني جامعه ي ما نبايد به خود بنازد؟

کوشا: سروه قديمي ترين نشريه ي کردي از انتشار بازماند.

-به اين ميگن بازنشستگي قبل از موعد.

کوشا( ويژه سقز و بانه): شهردار سقز از اختصاص 10 ميليارد ريال براي آسفالت معابر و کوچه هاي سطح شهر سقزدر سال جاري خبر داد.

-خدا کنه لااقل خيابان سقز شهرستان بوکان هم شامل اين طرح شود.

کوشا: خيابان (( آشي خانم)) چشم به راه اقدام شهرداري بوکان.

-خيابان هاي ديگر! ببخشيد اجازه بديد خانم ها تو صف نايستند.

کوشا: طلاق به خاطر تماشاي مسابقات جام جهاني.

-به اين ميگن يک تير و دو نشان.

کوشا:-مهدي صحرائيان( تحليلگر اقتصادي): مافياي اقتصادي در مناطق کردنشين!

-به (( مافيها))ش خدا را تو نظر کن

توفکر((مافيا))ش از سر به در کن

کوشا: مادر بوکاني هفت قلو به دنيا مي آورد.

-هفت ميليون هم هفت ميليونه، خداکنه شامل اين طرح بشه.

کوشا: فرماندار بوکان: همين بس براي معلمان که پدران و مادران با ارزش ترين سرمايه ي زندگي خويش يعني جگر گوشه هايشان را در اختيار او قرار مي دهند.

-پس معلمان سرمايه دار بودند و ما نمي دونستيم.

کوشا: نقدي بر عملکرد شهرداري بوکان.

-حالا از کجا معلوم که همه اش ((نقدي)) باشه!؟

مطبوعات: تعدادي از کارتن خوابهاي تهراني مدرک ليسانس و بالاتر دارند.

-انشا الله دکتراشونم مي گيرند.

مطبوعات: دلالان قيمت بازار مرغ را آشفته کردند.

-به اين ميگن شلم شوربا.

مطبوعات: ادارات دولتي بايد چاي ايراني مصرف کنند.

نفرموده ((پول چاي)) رو کي بايد بده؟

مصاحبه با نويسنده، مترجم و نويسنده مقدمه کتاب ((شانس))

 (( چنانچه صاحب نظران قديمي مي ميرند، نظريات قديمي هم مي ميرند))

به دنبال تحولات سياسي، اجتماعي ، اقتصادي و تغيير نگرش فلسفي انسان در آغاز قرن بيستم، گسترش اين تحولات بعد از دهه ي 1960 منجر به تولد و تکامل تدريجي پسامدرنيسم از درون مدرنيسم شد.هيچ يک از نظريه پردازان نتوانسته اند قاطعانه مرزي دقيق و با توافق همگاني بين مدرنيسم و پسامدرنيسم ترسيم کنند.

آغاز اين جريان را با توجه به کتاب (( صد سال داستان نويسي ايران)) نگارش بوف کور(1320) و گردآمدن انجمن هنري (خروس جنگي) با گرايش هاي سور رئاليستي بايد دانست.

ميني ماليسم فرزند معاصر جهان ماشينيزم است که ريشه در ادبيات کلاسيک دارد. ماشينيزم حاکم بر جهان به خصوص غرب و بالاخص آمريکا برخاسته از اين سرزمين است و فلسفه ي وجودي ميني ماليسم اين است که مردم وقت کافي و حوصله ي وافي براي داستان هاي بلند يا رمان ندارند.ميني ماليسم نقطه مقابل ماکسي ماليسم و پاسخي به گرفتاريهاي جوامع صنعتي مي باشد.

هر چند که چند ماهي است که از انتشار مجموعه داستان ميني مال اثر خانم شلير مجيد پور با عنوان (( شانس)) مي گذرد ولي از آنجا که هفته نامه ((کوشا)) تنها ويژه نامه ي شهرستان بوکان چند شماره اي است که مجدداً آغاز به کار نموده است و خوشبختانه فرصتي پيش آمد که در خدمت نويسنده ي محترم و اساتيد گرامي آقايان محمد سعيد نجاري(( مترجم)) و حسين شيربيگي (( نويسنده ي مقدمه کتاب)) باشيم، در نشستي با طرح سئوالاتي چند از زواياي مختلف مصاحبه اي با آن سروران ترتيب داده ايم که از نظر دوستداران ادب و خوانندگان عزيز ويژه نامه مي گذرد.


ادامه نوشته

اصلاح نکاتي در مورد پديده تکدي گري در شهر بوکان

درباره پديده تکدي گري در شهر بوکان در شماره قبلي ويژه نامه مطلبي چاپ شده بود که رنجش خاطر عده اي از شهروندان من جمله طوايف (( دوم )) را باعث گرديد.ضمن عرض معذرت از اين عزيزان که اکنون به مانند بقيه ساکنان اين شهر، همشهريان ما هستند و خانواده ها و اشخاص سرشناس و معتمدي از ميان آنان برخاسته اند، بايد گفت که چاپ مطلب هفته گذشته به معني توهين به اين عزيزان نبوده و اکنون از زاويه اي ديگر به اين مسئله مي نگريم:

در مطلب پديده تکدي گري در سطح شهر بوکان که در ويژه نامه گذشته کوشا انتشار يافت،به سه دسته اشاره شد که لازم است نظري دوباره به آنان انداخت:

1. دوم ها: اين دسته بصورت گروهي که تعداد چادرهايشان از 10 چادر تجاوز نمي کرد با هم به روستا و شهر ها کوچ مي کردند اين قبايل از نژاد کرد بوده و در گذشته هاي دور که اغلب مردم به صورت کوچ نشين زندگي مي کردند آنان سنت ديرينه خود را از دست نداده و همچنان تا سالها بدين صورت باقي ماندند.حرفه و شغل اصلي آنان ساختن غربال در قالبهاي مختلف بود که ساکنين روستا و شهر به آن احتياج داشتند و گاهي اوقات به ساختن قفسه کبک و ساير پرندگان نيز مبادرت مي ورزيدند.چون خودشان به شکار علاقه ي زيادي داشتند و بخشي از امرار معاش آنان از اين طريق انجام مي گرفت، اما اکنون اين چادر نشينان در بيشتر شهرهاي کردستان سکني گزيده اند و فرزندانشان مانند سايرين در مدارس به تحصيل و کسب علم و دانش مي پردازند و فرقي با ساير شهروندان ندارند.

2. چاوبست ها: به معني حيله گر و فريبکار، اين دسته در قالب و دسته جات 40 الي 50 چادري با هم کوچ مي کردند و فاقد هر گونه حرفه و شغلي بودند، امرار معاش آنان بيشتر از راه تکدي گري بو و هر چيزي به نظرشان مي آمد بر مي داشتند و مي دزديدند که در حال حاضر اثري از آنان مشاهده نمي شود.

3. قره چيغ ها: در اصطلاح عامه به قره چي  مشهورند به معني سياه چادر، آنها هم در قالب و دستجات 6 الي 7 چادري که بيشتر با هم فاميل بودند در مناطق کردستان بصورت کوچرو در شهرها و روستاها در رفت و آمد بودند و اصلي ترين شغل و حرفه آنان آهنگري بود که از راه ساختن کارد و چاقو و داس و غيره امرار معاش مي کردند.

ناگفته نماند در ميان همه طوايف و قبايل هستند افرادي که بدون انجام هيچگونه کار و خدماتي از راه گدايي و تکدي گري به زندگي خود ادامه مي دهند و شايد در ميان دوم ها و قره چي ها نيز چنين افرادي يافت شود.

نویسنده: قادر بهرامیان

اخبار کوتاه بوکان

-جشنواره استاني عکس بوکان در پاييز امسال برگزار مي شود.علاقمندان به شرکت در اين جشنواره که با موضوع کار وتلاش و به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان بوکان برگزار خواهد شد، تا آخر شهريور فرصت دارند تا آثار خود را به دبيرخانه جشنواره ارسال دارند.

- کنسرت موسيقي کردي گروه ژي به سرپرستي شهباز شاهين پور در روزهاي 14 تا 16 مرداد در تالار فرهنگسراي سيمرغ بوکان با استقبال خوب شهروندان اجرا شد. اين کنسرت به ياد شمشال نواز بزرگ بوکاني استاد قاله مه ره ترتيب داده شده بود.

- مسابقات قهرماني فول کيک بوکسينگ کشور با معرفي تيم هاي برتر در بوکان پايان يافت. در اين مسابقات تيم بوکان به نمايندگي از آذربايجان غربي اول شد و تيم هاي کردستان و لرستان دوم و سوم شدند.به گزارش خبرگزاري مهر اين مسابقات با حضور 211 ورزشکار و در قالب 14 تيم از استانهاي تهران، مازندران، گيلان، لرستان، کرمانشاه، زنجان، ايلام، همدان، آذربايجان غربي و شرقي، اردبيل، کردستان، قزوين و گلستان در سالن ميلاد نور بوکان  برگزار شد

اعضاي تيم ملي فول کيک بوکسينگ براي شرکت در مسابقات بين المللي اکراين در اين مسابقات مشخص شدند .

-مسابقه قويترين مردان بوکان به همت کميسيون فرهنگي شوراي شهر،آقاي آرش ناصري در ميان استقبال و شور شوق حاضرين برگزار شد، همچنين روز چهارشنبه نيز مسابقه اسکيت نونهالان در پيست اسکيت آرش برگزار گرديد.

شنیده ها از خوانندگان کوشا...

*شنیده ایم که در جلسه ی شورای حل اختلاف استان که در مورد شورای شهر بوکان تشکیل جلسه دادند دو نفر از اعضای شورای شهر بوکان برکنار شدند، هر چند که هنوز حکمشان قطعی نشده است.

*شنیده شد که در امیر آباد یک نفر دهها مغازه بدون مجوز ساخته و کسی هم از ایشان تقاضای پروانه و مجوز نکرده است.

*گفته می شود که یکی از کارمندان بلند پایه شهرداری به طور همزمان چهار پست مهم و حساس مالی و ذیحسابی شهرداری را دارا می باشد.

*شنیدیم که شهر بوکان سومین شهر پر جمعیت و بزرگ استان آذربایجان غربی بالاخره صاحب دستگاه آندوسکوپی شد.

*شنیده ایم که بعضی از گرههای ثبت شرکتها در اداره تعاون شهرستان بوکان با پول باز می شود.

* شنیده ایم برخی پست بانک های سطح شهر به مراجعان می گویند که احتمال به مقصد رسیدن مرسولات عادی اندک است و باید از پست پیشتاز استفاده کنند.